سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

افطار و کوهنوردان

1392/5/12 13:00
نویسنده : موژان
233 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلاام گلم روز 5شنبه 10 مرداد 92 . مثل سالهای گذشته با همه همنوردای قدیمی برای افطار قرار گذاشتیم. و سر اذان مغرب کافه جوزک دارآباد بودیم. مامان جون من از سن 17 سالگی با این گروه کوهنوردی می کردم. ازشون کلی خاطره دارم و خیلی دوستشون دارم. مربی کوهنوردیم آقای محمودی تا حالا شمارو ندیده بود و همین طور خیلی از کوهنوردای قدیمی. دیدار خوبی بود .شما رو توی کولت بردیم توی راه کلی کوهنوردا ابراز احساسات برات کردند و بهت گفتن کوهنورد کوچولو. راه رفتن من توی کوله بردمت و راه برگشت و بابایی. خلاصه که کلی دیدار این دوستان قدیمی خوب بود و قرار شد که ما هم بیشتر کوه بریم. راستی این اولین بار بود که بردیمت دارآباد. من از این کوه خاطات خیلی زیادی با خیلی از دوستانم دارم. دوستت دارم و امیدوارم همونطوری که بقیه بهت کوهنورد می‌گن. اگه که خودت دوست داری کوهنورد بشی وا زش  لذت ببری.

افطار در کوه

شما هم اون بالا از توی کولت سرک کشیدی گل مامان جون . اون شب بهت کلی خوش گذشت و بازی کردی :)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد